یادگیری از طریق بازی ؛ رویکرد آموزشی دبستان روشنگران
چرا بازی از حفظ کردن مهمتر است؟
برای سالها، تصویر یک دانشآموز موفق با کودکی گره خورده بود که آرام پشت نیمکت مینشیند، مطالب کتاب را چند بار تکرار میکند و در امتحان همان جملات را دقیقاً تحویل میدهد. هرچه کودک اطلاعات بیشتری حفظ میکرد، درسخوانتر به نظر میرسید.
اما کودکان برای زندگی در دنیای امروز فقط به ذخیرهکردن اطلاعات نیاز ندارند. آنها باید بتوانند سؤال بپرسند، اطلاعات را تحلیل کنند، با دیگران همکاری کنند و در موقعیتهای تازه برای مشکلات راهحل بسازند.
اینجاست که یادگیری از طریق بازی اهمیت پیدا میکند. بازی هدفمند کودک را از دریافتکننده منفعل اطلاعات به مشارکتکننده فعال فرایند آموزش تبدیل میکند. کودک در بازی تصمیم میگیرد، نتیجه انتخابش را میبیند، اشتباه میکند، راه دیگری میسازد و دوباره تلاش میکند.
البته این موضوع به آن معنا نیست که حافظه یا تمرین دیگر اهمیتی ندارند. کودک برای خواندن، نوشتن، محاسبه و یادگیری بسیاری از مهارتها به حافظه و تکرار نیاز دارد. تفاوت اصلی این است که در آموزش بازیمحور، حفظکردن پایان کار نیست؛ بلکه در خدمت فهمیدن و استفادهکردن از آموختهها قرار میگیرد.
در این مقاله از دبستان روشنگران بررسی میکنیم که چرا بازی از حفظکردن صرف مهمتر است و چگونه میتوان از بازی برای ساختن تجربهای عمیقتر، جذابتر و ماندگارتر از یادگیری استفاده کرد.
یادگیری از طریق بازی دقیقاً چیست؟
یادگیری از طریق بازی به معنای رهاکردن کودکان بدون هدف آموزشی یا تبدیل تمام کلاسها به زنگ تفریح نیست. در این روش، بازی به بستری برای تمرین یک مفهوم، مهارت یا رفتار مشخص تبدیل میشود.
بازی آموزشی ممکن است به شکلهای مختلف اجرا شود:
- بازی حرکتی برای تمرین اعداد، کلمات یا جهتها؛
- بازی رومیزی برای تقویت برنامهریزی و رعایت نوبت؛
- ایفای نقش برای تمرین زبان و مهارتهای اجتماعی؛
- ساختن یک سازه برای درک مفاهیم علوم و ریاضی؛
- بازی معمایی برای تقویت حل مسئله؛
- بازی دیجیتال و تعاملی برای تمرین هدفمند؛
- یا بازی گروهی برای تقویت ارتباط و همکاری.
در یک بازی آموزشی مناسب، کودک فقط سرگرم نیست. او باید مشاهده کند، اطلاعات را به خاطر بسپارد، تصمیم بگیرد، نتیجه را ارزیابی کند و در صورت نیاز راهبردش را تغییر دهد.
آیا واقعاً بازی از حفظ کردن مهمتر است؟
پاسخ کوتاه این است: برای یادگیری عمیق، معمولاً بله؛ اما این دو دشمن یکدیگر نیستند.
حافظه یکی از پایههای مهم یادگیری است. کودک باید شکل حروف، معنای واژهها، برخی قواعد و اطلاعات پایه را به خاطر بسپارد. بدون چنین دانشی، حل مسئله نیز دشوار میشود.
مشکل زمانی ایجاد میشود که آموزش فقط به حفظکردن محدود شود. ممکن است دانشآموز تعریف یک مفهوم را کاملاً به خاطر داشته باشد، اما نتواند آن را در یک مثال تازه تشخیص دهد یا در زندگی واقعی به کار ببرد.
برای نمونه، کودک میتواند تعریف «همکاری» را حفظ کند؛ اما بازی گروهی است که به او فرصت میدهد صبر کند، نظرش را توضیح دهد، به دیگران گوش کند و اختلافنظر را مدیریت کند.
بنابراین پرسش درست این نیست که «بازی یا حافظه؟» بلکه باید پرسید:
چگونه بازی میتواند اطلاعات را به فهم، تجربه و مهارت تبدیل کند؟
۱. بازی کودک را به مشارکتکننده فعال تبدیل میکند
در آموزش مبتنی بر حفظکردن، مسیر معمولاً یکطرفه است: معلم توضیح میدهد، دانشآموز گوش میدهد و سپس مطالب را تکرار میکند.
اما در بازی، کودک باید کاری انجام دهد. او ممکن است وسیلهای جابهجا کند، پاسخ بدهد، نقش بگیرد، راهی انتخاب کند یا با همگروهیهایش تصمیم بگیرد.
این مشارکت فعال باعث میشود کودک فقط شنونده نباشد. او با موضوع آموزشی رابطه برقرار میکند و نتیجه تصمیمهایش را میبیند.
برای مثال، در یک بازی ریاضی، پاسخ اشتباه فقط یک علامت قرمز در دفتر نیست؛ ممکن است باعث شود کودک در بازی به نتیجه موردنظر نرسد و مجبور شود راهش را بررسی کند. همین بازخورد سریع به او نشان میدهد کدام بخش نیازمند اصلاح است.
یادگیری از طریق بازی در باغ مدرسه روشنگران
۲. بازی به فهم مفهوم کمک میکند
کودک ممکن است جمله «هرچه مخرج کوچکتر باشد، قسمتهای شکل بزرگترند» را حفظ کند؛ اما وقتی خودش یک شکل را به قسمتهای مختلف تقسیم میکند یا در یک بازی تکههای متفاوت را مقایسه میکند، مفهوم کسر برایش قابلمشاهده میشود.
یادگیری زمانی عمیقتر میشود که کودک بتواند میان کلمات، تصویر، حرکت و تجربه ارتباط برقرار کند.
این فرایند در درسهای مختلف کاربرد دارد:
- ساختن کلمه با کارتهای حروف در فارسی؛
- اندازهگیری اشیا در بازیهای ریاضی؛
- شبیهسازی چرخه آب در علوم؛
- ایفای نقش شخصیتهای یک داستان؛
- و اجرای موقعیتهای اجتماعی در آموزش مهارتهای زندگی.
در چنین شرایطی، کودک فقط نمیداند پاسخ چیست؛ بلکه بهتر متوجه میشود چرا آن پاسخ درست است.
۳. بازی حافظه را کنار نمیگذارد؛ آن را فعالتر میکند
در بازی، کودک باید قوانین را به خاطر داشته باشد، اطلاعات قبلی را بازیابی کند و آنها را در لحظه به کار ببرد. این فرایند با تکرار مکانیکی یک جمله تفاوت دارد.
مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد توضیح میدهد که بازیها و فعالیتهای متناسب با سن میتوانند مهارتهایی مانند توجه، حافظه فعال و خودکنترلی را تمرین دهند. حافظه فعال به کودک کمک میکند اطلاعات موردنیاز را برای مدت کوتاهی در ذهن نگه دارد و همزمان از آن استفاده کند.
برای مثال، کودک در یک بازی باید:
- قانون را به خاطر بسپارد؛
- حرکت دیگران را دنبال کند؛
- نوبت خود را تشخیص دهد؛
- و براساس شرایط تازه تصمیم بگیرد.
پس بازی مخالف حافظه نیست؛ بلکه حافظه را از حالت انبار اطلاعات به ابزاری برای انجام کار تبدیل میکند.
۴. بازی به کودک اجازه اشتباهکردن میدهد
بسیاری از کودکان در امتحان یا هنگام پاسخدادن مقابل کلاس از اشتباهکردن میترسند. این ترس میتواند باعث شود سؤال نپرسند و فقط پاسخهایی را بیان کنند که از درستبودنشان کاملاً مطمئناند.
در یک بازی مناسب، اشتباه معمولاً بخشی طبیعی از مسیر است. کودک یک روش را امتحان میکند، نتیجه نمیگیرد و دوباره تلاش میکند. شکست کوچک در بازی پایان کار نیست؛ آغاز دور بعدی است.
این تجربه به کودک میآموزد:
- اشتباه همیشه نشانه ناتوانی نیست؛
- میتوان راهبرد را تغییر داد؛
- تمرین باعث پیشرفت میشود؛
- و نتیجهنگرفتن در اولین تلاش طبیعی است.
البته معلم باید فضای بازی را به شکلی مدیریت کند که شکست به تحقیر، تمسخر یا حذف کودک از گروه منجر نشود.
۵. بازی مهارت حل مسئله را تقویت میکند
بازی خوب معمولاً مسئله یا چالشی در دل خود دارد. کودک باید راه رسیدن به هدف را پیدا کند، منابع موجود را بررسی کند و تصمیم بگیرد.
اگر روش اول نتیجه ندهد، او باید:
- علت را بررسی کند؛
- اطلاعات بیشتری جمعآوری کند؛
- از دیگران کمک بگیرد؛
- یا راهبرد تازهای بسازد.
در زندگی واقعی نیز بسیاری از مسائل پاسخ از پیش نوشتهشده ندارند. کودک نمیتواند برای تمام اتفاقهای آینده یک پاسخ حفظ کند؛ اما میتواند روش فکرکردن و حل مسئله را تمرین کند.
به همین دلیل، آموزش بازیمحور تنها برای جذابشدن کلاس نیست. بازی میتواند محیطی کوچک و کنترلشده برای تمرین تصمیمگیری در شرایط متغیر ایجاد کند.
۶. بازی خلاقیت و انعطاف ذهنی را افزایش میدهد
در حفظکردن، معمولاً یک پاسخ مشخص وجود دارد و کودک باید همان را بازتولید کند. اما بسیاری از بازیها بیش از یک مسیر و راهحل دارند.
برای نمونه، اگر از چند دانشآموز بخواهیم با مجموعهای از قطعات یک پل بسازند، احتمالاً همه سازه یکسانی تولید نمیکنند. هر گروه باید درباره شکل، تعادل، ترتیب و تقسیم وظایف تصمیم بگیرد.
این تنوع به کودک نشان میدهد که برای بعضی مسائل میتوان چند پاسخ معتبر داشت.
در مقاله «چرا بعضی مدارس کودکان خلاقتری تربیت میکنند؟» نیز توضیح دادیم که خلاقیت فقط یک استعداد مادرزادی نیست؛ بلکه در محیطی رشد میکند که کودک فرصت تجربه، انتخاب و اصلاح ایدههایش را داشته باشد.
کلاس های طراحی کنیم و بسازیم روشنگران ترکیبی از بازی و یادگیری کنارهم
۷. بازی مهارتهای اجتماعی را به تجربه تبدیل میکند
کودک میتواند قوانین مربوط به احترام، همکاری و رعایت نوبت را حفظ کند؛ اما بازی گروهی فرصتی فراهم میکند که این مفاهیم را در موقعیت واقعی تمرین کند.
هنگام بازی، کودک ممکن است لازم باشد:
- برای رسیدن نوبتش صبر کند؛
- قوانین مشترک را رعایت کند؛
- خواسته خود را واضح بیان کند؛
- به نظر همگروهیها گوش دهد؛
- شکست را مدیریت کند؛
- و موفقیت گروه را با دیگران تقسیم کند.
آکادمی اطفال آمریکا بازی متناسب با رشد را فرصتی برای تقویت مهارتهای اجتماعیـهیجانی، شناختی، زبانی و خودتنظیمی میداند.
این مهارتها با یک جلسه سخنرانی ساخته نمیشوند؛ آنها به تمرین مکرر در روابط واقعی نیاز دارند.
۸. بازی انگیزه کودک را برای یادگیری افزایش میدهد
زمانی که کودک فقط برای نمره، جایزه یا جلوگیری از سرزنش درس میخواند، انگیزه او بیشتر از عوامل بیرونی تغذیه میشود.
بازی میتواند حس کنجکاوی و پیشرفت را وارد فرایند آموزش کند. کودک میخواهد بداند اگر روش دیگری را امتحان کند چه اتفاقی میافتد یا چگونه میتواند مرحله بعد را پشت سر بگذارد.
البته شادبودن یک بازی بهتنهایی کافی نیست. اگر فعالیت هیچ ارتباطی با هدف آموزشی نداشته باشد، ممکن است فقط سرگرمکننده باشد. بازی آموزشی زمانی مؤثر است که جذابیت و هدف یادگیری در کنار هم قرار بگیرند.
۹. بازی بازخورد فوری ایجاد میکند
در روشهای سنتی ممکن است کودک تکلیفی را امروز انجام دهد و چند روز بعد نتیجه آن را دریافت کند. در بازی، پیامد تصمیم اغلب بلافاصله آشکار میشود.
اگر کودک قطعه نامناسبی را برای ساخت سازه انتخاب کند، سازه تعادل خود را از دست میدهد. اگر قانون بازی را فراموش کند، مسیر بازی تغییر میکند. اگر در محاسبه اشتباه کند، شاید نتواند حرکت درست را انجام دهد.
این بازخورد سریع کمک میکند کودک رابطه میان تصمیم و نتیجه را بهتر درک کند و همان لحظه روشش را اصلاح کند.
۱۰. بازی تفاوتهای فردی کودکان را بهتر نشان میدهد
تمام کودکان توانایی خود را با نوشتن و امتحان کتبی به یک شکل نشان نمیدهند. بعضی در فعالیت عملی، برخی در توضیح شفاهی، گروهی در طراحی و بعضی در هماهنگکردن اعضای گروه موفقترند.
بازیهای متنوع به معلم فرصت میدهند ابعاد بیشتری از توانایی کودک را مشاهده کند:
- چه کسی جزئیات را سریعتر تشخیص میدهد؟
- چه کسی برای گروه برنامه میچیند؟
- چه کسی راهحل تازهای ارائه میدهد؟
- چه کسی در برابر شکست انعطاف بیشتری دارد؟
- و کدام کودک برای ورود به گروه به حمایت بیشتری نیاز دارد؟
برای شناخت اولیه بعضی ویژگیها و سبکهای کودک میتوانید از تست شخصیت کودک روشنگران نیز استفاده کنید.
تفاوت یادگیری از طریق بازی با حفظکردن صرف
هر بازی ای آموزشی نیست
استفاده از کلمه «بازی» روی یک فعالیت، آن را به ابزار آموزشی مؤثر تبدیل نمیکند. بعضی بازیها ممکن است بیش از اندازه پیچیده، رقابتی یا بیارتباط با هدف درس باشند.
یک بازی آموزشی مناسب باید چند ویژگی داشته باشد:
هدف مشخص داشته باشد
معلم باید بداند بازی قرار است کدام مفهوم یا مهارت را تمرین دهد. هدف میتواند یادگیری جمع، تقویت حافظه فعال، تمرین واژهها یا همکاری باشد.
متناسب با سن کودک باشد
قوانین و سطح دشواری باید با توانایی شناختی، حرکتی و اجتماعی دانشآموزان هماهنگ باشد.
کودک در آن تصمیم بگیرد
اگر کودک فقط دستورهای ثابت را بدون فکر اجرا کند، مشارکت ذهنی او محدود خواهد بود.
بازخورد ایجاد کند
کودک باید بتواند نتیجه انتخاب خود را ببیند و فرصت اصلاح داشته باشد.
امکان مشارکت همه را فراهم کند
بازی نباید فقط به دانشآموزان سریع، پرحرف یا رقابتطلب فرصت دیدهشدن بدهد. نقشها و قوانین باید مشارکت کودکان مختلف را ممکن سازند.
به تحقیر بازنده تبدیل نشود
هدف اصلی بازی آموزشی، یادگیری است. رقابت کنترلنشده میتواند اضطراب ایجاد کند و تمرکز کودکان را از مفهوم درس به بردن به هر قیمت منتقل سازد.
بازی آزاد چه تفاوتی با بازی آموزشی دارد؟
هر دو نوع بازی برای کودک ارزشمندند، اما اهداف متفاوتی دارند.
در بازی آزاد، کودک درباره موضوع، وسایل و مسیر فعالیت انتخاب بیشتری دارد. این نوع بازی میتواند تخیل، استقلال و تعامل اجتماعی را تقویت کند.
در بازی آموزشی، معلم یا طراح فعالیت هدف مشخصی را تعیین میکند و قوانین یا وسایلی برای رسیدن به آن هدف در نظر میگیرد.
برنامه مناسب مدرسه باید برای هر دو فضا ایجاد کند:
- بازی آزاد برای تخیل و انتخاب؛
- بازی هدایتشده برای تمرین یک مهارت؛
- و بازی آموزشی برای پیوند مفاهیم درسی با فعالیت.
قرار نیست تمام لحظات بازی آزاد به درس رسمی تبدیل شوند. کودک حق دارد گاهی فقط بازی کند؛ بدون آنکه یک بزرگسال ناگهان از پشت درخت ظاهر شود و بپرسد: «حالا بگو این بازی چه هدف شناختی داشت؟!»
نقش معلم در آموزش مبتنی بر بازی
نقش معلم در بازیمحورشدن آموزش کمتر نمیشود؛ بلکه از انتقالدهنده صرف اطلاعات به طراح و راهنمای تجربه یادگیری تغییر میکند.
معلم باید:
- هدف آموزشی را مشخص کند؛
- بازی متناسب با سن و سطح دانشآموزان انتخاب کند؛
- قوانین را کوتاه و روشن توضیح دهد؛
- از مشارکت کودکان مختلف مطمئن شود؛
- رفتار و راهبرد دانشآموزان را مشاهده کند؛
- در زمان لازم راهنمایی محدود ارائه دهد؛
- و پس از پایان بازی درباره تجربه کودکان گفتوگو کند.
بخش پایانی اهمیت زیادی دارد. کودک باید فرصت داشته باشد توضیح دهد چه چیزی یاد گرفته، کدام راهبرد نتیجه داده و دفعه بعد چه تغییری ایجاد میکند.
پروژه های بازی های کارگروهی روشنگران در ایام آموزش مجازی
نقش فناوری و بازیهای دیجیتال در یادگیری
بازی دیجیتال میتواند بازخورد سریع، تکرار هدفمند و تجربه تعاملی ایجاد کند؛ اما هر بازی دیجیتالی برای یادگیری مناسب نیست.
کیفیت بازی، مدت استفاده، تناسب با سن، نوع تعامل و ارتباط آن با هدف آموزشی اهمیت دارند. بازیای که کودک را فقط به لمس سریع صفحه و دریافت امتیاز دعوت میکند، لزوماً یادگیری عمیقی ایجاد نمیکند.
فناوری زمانی ارزشمندتر است که:
- کودک تصمیم بگیرد؛
- مسئله حل کند؛
- بازخورد معنادار دریافت کند؛
- فعالیت بدنی یا همکاری نیز وجود داشته باشد؛
- و آموختهها بعد از بازی مورد گفتوگو قرار گیرند.
گیموال آموزشی چگونه یادگیری را فعال میکند؟
گیموال یا دیوار بازی آموزشی، فناوری تعاملیای است که میتواند تصویر، حرکت و فعالیت بدنی را در کنار مفاهیم آموزشی قرار دهد.
در این فضا دانشآموز فقط مقابل یک نمایشگر نمینشیند. او ممکن است برای انتخاب پاسخ حرکت کند، با اعضای گروه هماهنگ شود و نتیجه تصمیمش را بلافاصله ببیند.
گیموال در صورت طراحی آموزشی مناسب میتواند:
- تمرین را از حالت یکنواخت خارج کند؛
- تحرک را وارد یادگیری کند؛
- بازخورد فوری ارائه دهد؛
- مشارکت گروهی ایجاد کند؛
- و انگیزه دانشآموز را برای تکرار تمرین افزایش دهد.
اما گیموال بهتنهایی معجزه نمیکند. ارزش آن به محتوای آموزشی، طراحی فعالیت، نحوه هدایت معلم و تناسب بازی با هدف درس وابسته است.
تکنولوژی گیموال روشنگران بهترین راه ترکیب بازی و یادگیری
یادگیری از طریق بازی در دبستان روشنگران
در دبستان روشنگران، بازی صرفاً فعالیتی برای پرکردن اوقات فراغت نیست. آموزش بازیمحور در کنار یادگیری پروژهای، فعالیتهای گروهی، فناوریهای تعاملی و محیط متنوع باغ مدرسه قرار میگیرد.
روشنگران با بومیسازی Game Wall آموزشی تلاش کرده است فناوری را از حالت نمایشی خارج کند و آن را به ابزاری برای مشارکت، حرکت، تمرین و دریافت بازخورد تبدیل کند.
هدف این نیست که کتاب و آموزش مستقیم کنار گذاشته شوند. بعضی مفاهیم به توضیح معلم، مطالعه و تمرین نوشتاری نیاز دارند. هدف ایجاد تعادل است:
- توضیح برای شناخت اولیه؛
- بازی برای تجربه و تمرین؛
- گفتوگو برای تحلیل؛
- و بازخورد برای اصلاح یادگیری.
شکلگیری چنین رویکردی به برنامهریزی و نگاه بلندمدت مدیریت مدرسه نیاز دارد. برای آشنایی با سابقه و دیدگاه مؤسس مجموعه میتوانید صفحه مدیریت روشنگران؛ خانم زهرا بیگدلی آذری را مطالعه کنید.
والدین چگونه در خانه از بازی برای یادگیری استفاده کنند؟
یادگیری بازیمحور همیشه به وسایل گرانقیمت نیاز ندارد. بسیاری از فعالیتها را میتوان با وسایل ساده انجام داد:
بازی فروشگاه
با پولهای کاغذی و چند وسیله ساده، مفاهیم جمع، تفریق، قیمت و مدیریت پول را تمرین کنید.
داستانسازی نوبتی
هر نفر یک جمله به داستان اضافه کند. این بازی به تخیل، گوشدادن و پیوستگی کلام کمک میکند.
شکار کلمات
از کودک بخواهید در خانه اشیایی پیدا کند که با یک حرف مشخص آغاز میشوند.
ساختن سازه
با قطعات ساختنی یا وسایل بازیافتی، سازهای بسازید و درباره تعادل، اندازه و کاربرد آن گفتوگو کنید.
بازیهای حرکتی قانوندار
بازیهایی مانند مجسمهشدن، دنبالکردن الگو یا اجرای دستورهای چندمرحلهای میتوانند توجه و حافظه فعال را تمرین دهند.
ایفای نقش
موقعیتهایی مانند خرید، مراجعه به پزشک یا گفتوگو با دوست را بازی کنید تا کودک زبان و مهارت اجتماعی را در فضایی امن تمرین کند.
والد لازم نیست در تمام بازیها نقش معلم سختگیر را بگیرد. همراهی، پرسیدن سؤال و اجازهدادن به کودک برای هدایت بخشی از بازی کافی است.
فستیوال زبان در روشنگران با موضوع فرودگاه
فستیوال زبان در روشنگران با موضوع مطب دکتر
چگونه یک مدرسه بازیمحور واقعی را تشخیص دهیم؟
هنگام بازدید از مدرسه میتوانید این سؤالها را مطرح کنید:
- بازیهای آموزشی چند بار در برنامه کلاسها استفاده میشوند؟
- بازیها چه ارتباطی با مفاهیم درسی دارند؟
- آیا بازی فقط برای پایههای پایین اجرا میشود؟
- معلم پس از بازی درباره آموختههای کودکان گفتوگو میکند؟
- کودکان در بازی تصمیم میگیرند یا فقط دستورها را اجرا میکنند؟
- آیا فعالیتهای گروهی برای مشارکت همه طراحی شدهاند؟
- مدرسه چگونه میان بازی، مطالعه و تمرین نوشتاری تعادل برقرار میکند؟
- ابزارهای تعاملی مانند گیموال چه محتوای آموزشی دارند؟
- آیا کودکان برای بازی آزاد نیز زمان و فضای مناسب دارند؟
- پیشرفت دانشآموز هنگام فعالیت چگونه مشاهده و ارزیابی میشود؟
وجود چند وسیله رنگارنگ بهتنهایی نشانه آموزش بازیمحور نیست. آنچه اهمیت دارد، هدف، کیفیت اجرا و مشارکت واقعی کودک است.
جمعبندی؛ کودک با بازی فقط سرگرم نمیشود، یاد میگیرد چگونه یاد بگیرد
پس چرا بازی از حفظ کردن مهمتر است؟ زیرا بازی میتواند اطلاعات را به تجربه تبدیل کند. کودک هنگام بازی فقط پاسخ را تکرار نمیکند؛ بلکه تصمیم میگیرد، اشتباه میکند، ارتباط میسازد و نتیجه انتخاب خود را میبیند.
حفظکردن همچنان بخشی از یادگیری است، اما نباید مقصد نهایی آموزش باشد. کودک باید بتواند آموختههایش را در موقعیت تازه استفاده کند و برای مسئلهای که پاسخ آماده ندارد، راهحل بسازد.
یادگیری از طریق بازی میتواند توجه، حافظه فعال، خلاقیت، حل مسئله، مهارتهای اجتماعی و انگیزه کودک را درگیر کند؛ به شرط آنکه بازی متناسب با سن، هدفمند، فراگیر و تحت هدایت آگاهانه معلم باشد.
در دبستان روشنگران، آموزش بازیمحور، گیموال تعاملی، باغ مدرسه و فعالیتهای پروژهای در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا یادگیری برای کودکان نسل آلفا فقط مجموعهای از مطالب حفظکردنی نباشد؛ بلکه تجربهای زنده، فعال و ماندگار باشد.