چرا بعضی بچهها در کار گروهی میدرخشند ولی در تکلیف فردی نه؟
ممکن است کودکی هنگام انجام تکلیف فردی بهسختی شروع کند، زود خسته شود یا مدام برای ادامه کار به یادآوری نیاز داشته باشد؛ اما همین کودک وقتی در یک پروژه گروهی قرار میگیرد، ناگهان پرانرژی، خلاق و مسئولیتپذیر ظاهر شود.
او در گروه ایده میدهد، ابزارها را مرتب میکند، اعضا را به ادامه کار تشویق میکند و برای رفع مشکلات راهحل میسازد. والدین با دیدن این تفاوت ممکن است بپرسند: «اگر توانایی انجام این کارها را دارد، چرا هنگام تکلیف فردی آنها را نشان نمیدهد؟»
درخشش کودکان در کار گروهی الزاماً نشانه تنبلی آنها در تکالیف فردی نیست. محیط گروه بعضی منابع انگیزشی، شناختی و اجتماعی را در اختیار کودک قرار میدهد که هنگام تنهایی وجود ندارند.
گفتوگو با همگروهیها میتواند فکر کودک را فعال کند، تقسیم وظایف ممکن است بزرگی تکلیف را کاهش دهد و حضور دیگران میتواند ریتم و انگیزه لازم برای ادامه کار را فراهم کند.
بااینحال، نباید نتیجه بگیریم که کار گروهی همیشه بهتر است یا کودک دیگر به تقویت استقلال نیاز ندارد. فعالیت گروهی و تکلیف فردی هرکدام تواناییهای متفاوتی را نشان میدهند و برنامه آموزشی مناسب باید میان آنها تعادل برقرار کند.
در این مقاله از دبستان روشنگران بررسی میکنیم که چرا بعضی کودکان در گروه بهتر عمل میکنند و چگونه میتوان تواناییهایی را که در جمع نشان میدهند، به فعالیتهای فردی نیز منتقل کرد.
کار گروهی واقعی چیست؟
کار گروهی فقط نشاندن چند دانشآموز کنار یکدیگر و تحویلگرفتن یک پروژه مشترک نیست. اگر یک کودک تمام کار را انجام دهد و بقیه منتظر بمانند نامشان پایین پروژه نوشته شود، با همکاری مؤثر روبهرو نیستیم؛ بیشتر شبیه تشکیل یک شرکت خانوادگی کوچک با یک کارمند مظلوم است!
در یادگیری مشارکتی واقعی:
- گروه هدف مشترک دارد؛
- هر عضو مسئولیت مشخصی میپذیرد؛
- کودکان برای رسیدن به نتیجه به یکدیگر نیاز دارند؛
- همه فرصت مشارکت پیدا میکنند؛
- اعضا درباره فرایند کار گفتوگو میکنند؛
- و سهم هر کودک قابل مشاهده است.
بنیاد Education Endowment Foundation یادگیری مشارکتی را فعالیتی میداند که در آن دانشآموزان در گروهی بهاندازه کافی کوچک کار میکنند تا امکان مشارکت همه وجود داشته باشد. این تعریف میان یادگیری مشارکتی ساختاریافته و فعالیت گروهی رهاشده تفاوت قائل میشود.
کار گروهی ، ستون آموزش در روشنگران
۱. حضور دیگران انگیزه کودک را افزایش میدهد
بعضی کودکان هنگام تنهایی برای شروع تکلیف انرژی کافی احساس نمیکنند. صفحه سفید دفتر یا پروژهای که چند مرحله دارد، ممکن است برایشان بزرگ و بیانتها به نظر برسد.
اما در گروه، حرکت دیگران میتواند نقطه شروع ایجاد کند. وقتی یکی از اعضا وسایل را آماده میکند و دیگری درباره ایده اولیه حرف میزند، کودک راحتتر وارد جریان کار میشود.
حضور همگروهیها ممکن است:
- شروع کار را آسانتر کند؛
- حس انتظار طولانی را کاهش دهد؛
- فعالیت را جذابتر کند؛
- و هدف را ملموستر نشان دهد.
این موضوع به آن معنا نیست که کودک فقط «با دوستانش سرگرم میشود». در بسیاری از موارد، تعامل اجتماعی همان نیرویی است که فرایند فکرکردن و مشارکت را فعال میکند.
۲. گفتوگو به بعضی کودکان کمک میکند فکر کنند
تمام کودکان ابتدا در سکوت فکر نمیکنند و بعد پاسخ آماده را بیان نمیکنند. بعضی از آنها هنگام گفتوگو، توضیحدادن و شنیدن نظر دیگران به ایده میرسند.
کودک ممکن است در تکلیف فردی نداند از کجا شروع کند؛ اما وقتی یکی از اعضای گروه سؤالی مطرح میکند، ناگهان ارتباطی در ذهنش شکل بگیرد.
گفتوگوی گروهی میتواند به کودک کمک کند:
- مسئله را با زبان خودش توضیح دهد؛
- ایدههای ناقص را کامل کند؛
- از زاویه دید دیگران استفاده کند؛
- و متوجه بخشهایی شود که قبلاً ندیده بود.
تعریف OECD از حل مسئله مشارکتی نیز بر تقسیم درک و تلاش، ترکیب دانش اعضا و همکاری برای رسیدن به راهحل مشترک تأکید دارد.
۳. تکلیف بزرگ در گروه به بخشهای کوچک تقسیم میشود
یکی از دلایل دشواری تکلیف فردی، نیاز همزمان به چند مهارت است. کودک باید هدف را درک کند، برنامه بچیند، وسایل را آماده کند، مراحل را به خاطر بسپارد و کیفیت کار را بررسی کند.
این فرایند به مهارتهای اجرایی مانند برنامهریزی، تمرکز، انعطاف ذهنی و مدیریت چند مرحله نیاز دارد. مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد این مهارتها را برای برنامهریزی، تمرکز، تغییر مسیر و مدیریت چند فعالیت ضروری میداند.
در کار گروهی، مسئولیتها ممکن است تقسیم شوند:
- یک نفر اطلاعات جمعآوری میکند؛
- یک نفر طراحی را بر عهده میگیرد؛
- دیگری زمان را مدیریت میکند؛
- و عضو دیگری نتیجه را ارائه میدهد.
تقسیم وظایف، بار ذهنی هر کودک را کاهش میدهد و به او اجازه میدهد روی بخشی تمرکز کند که با تواناییهایش هماهنگتر است.
۴. کودک در گروه نقش متناسب با توانایی خود پیدا میکند
تکلیف فردی معمولاً قالب مشخصی دارد. برای مثال، کودک باید بنویسد، پاسخ بدهد یا یک محصول کامل تحویل دهد. اما پروژه گروهی نقشهای متنوعتری ایجاد میکند.
ممکن است کودکی در نوشتن طولانی ضعیفتر باشد، ولی در این موارد بدرخشد:
- ایدهپردازی؛
- طراحی و ساخت؛
- توضیح شفاهی؛
- پیداکردن اطلاعات؛
- مدیریت زمان؛
- حل اختلاف؛
- یا هماهنگکردن اعضای گروه.
این تواناییها ممکن است در امتحان یا تکلیف نوشتاری کاملاً دیده نشوند. بنابراین عملکرد گروهی میتواند تصویر کاملتری از قابلیتهای دانشآموز در اختیار معلم قرار دهد.
برای شناخت اولیه بعضی ویژگیها، نقاط قوت و سبکهای یادگیری فرزندتان میتوانید از تست شخصیت کودک روشنگران نیز استفاده کنید.
۵. گروه بازخورد فوری ایجاد میکند
کودک هنگام تکلیف فردی ممکن است مدت زیادی در مسیر اشتباه حرکت کند و تا زمان بررسی معلم متوجه آن نشود.
اما در گروه، اعضا معمولاً خیلی زود به یکدیگر واکنش نشان میدهند:
- «این قطعه اینجا جا نمیشود.»
- «اگر این روش را امتحان کنیم چه؟»
- «فکر کنم یک مرحله را فراموش کردهایم.»
- «بیا دوباره اندازه بگیریم.»
این بازخورد فوری میتواند کودک را بدون توقف طولانی به مسیر بازگرداند. همچنین مشاهده راهبرد همکلاسیها، روشهای تازهای برای شروع و ادامه کار به او نشان میدهد.
۶. مسئولیت در برابر گروه میتواند پشتکار را افزایش دهد
وقتی نتیجه کار فقط به خود کودک مربوط است، ممکن است کنارگذاشتن تکلیف برایش آسانتر باشد. اما در گروه، او میداند دیگران منتظر سهم او هستند.
این وابستگی متقابل میتواند حس مسئولیت ایجاد کند:
- اگر بخش خود را انجام ندهم، کار گروه ناقص میماند؛
- اگر دیر کنم، دیگران نیز منتظر میمانند؛
- و اگر ایدهام را توضیح ندهم، شاید گروه فرصت استفاده از آن را از دست بدهد.
البته این فشار باید سالم و متناسب باشد. کار گروهی نباید به سرزنش کودک کندتر یا تحمیل تمام مسئولیت به عضو توانمندتر منجر شود.
کلاس های طراحی کنیم و بسازیم، فرصتی برای افزایش خلاقیت و روحیه تیمی در کودک
۷. گروه میتواند اضطراب عملکرد را کاهش دهد
در تکلیف فردی، نتیجه کاملاً به نام یک کودک ثبت میشود. بعضی دانشآموزان بهخصوص اگر کمالگرا، حساس به اشتباه یا نگران قضاوت باشند، ممکن است شروع کار را به تأخیر بیندازند.
در گروه، مسئولیت نتیجه میان چند نفر تقسیم میشود و کودک احساس نمیکند تمام نگاهها فقط روی اوست. شنیدن ایدههای ناقص دیگران نیز میتواند نشان دهد که لازم نیست پاسخ از همان ابتدا کامل باشد.
روابط حمایتگر میتوانند به آرامشدن واکنشهای استرس کمک کنند؛ بااینحال، این موضوع درباره همه گروهها صدق نمیکند. گروهی که در آن تمسخر، حذف یا رقابت ناسالم وجود داشته باشد، ممکن است اضطراب کودک را بیشتر کند.
بنابراین مهم است که معلم امنیت روانی و قوانین ارتباط محترمانه را در گروه ایجاد کند.
۸. فعالیت گروهی میتواند جذابتر و معنادارتر باشد
بسیاری از پروژههای گروهی با ساختن، آزمایشکردن، طراحی و ارائه همراهاند. نتیجه کار نیز معمولاً قابل مشاهده است.
در مقابل، بعضی تکالیف فردی ممکن است برای کودک تکراری یا جدا از زندگی واقعی به نظر برسند.
اگر کودک در گروه قرار است:
- پلی بسازد؛
- آزمایشی اجرا کند؛
- نمایشی طراحی کند؛
- مسئلهای واقعی را حل کند؛
- یا نتیجه یک پژوهش را ارائه دهد،
هدف فعالیت را روشنتر میبیند. همین معنا و جذابیت میتواند انرژی بیشتری برای ادامه کار ایجاد کند.
آیا عملکرد بهتر در گروه یعنی کودک در تکلیف فردی ضعیف است؟
خیر. این دو فعالیت مجموعه یکسانی از تواناییها را اندازهگیری نمیکنند.
در تکلیف فردی، کودک باید بیشتر این مهارتها را بهتنهایی مدیریت کند:
- شروعکردن کار؛
- حفظ تمرکز؛
- برنامهریزی مراحل؛
- کنترل زمان؛
- بررسی پاسخ؛
- و تحمل مسئولیت کامل نتیجه.
در فعالیت گروهی، مهارتهای دیگری نیز وارد فرایند میشوند:
- گفتوگو؛
- هماهنگی؛
- تقسیم نقش؛
- تشخیص احساس و نیاز دیگران؛
- حل اختلاف؛
- و ترکیب ایدهها.
ممکن است دانشآموز در مجموعه دوم توانمندتر باشد. این تفاوت باید بهعنوان اطلاعات آموزشی ارزشمند دیده شود، نه مدرکی برای تنبلی یا ضعف کلی کودک.
درخشش در گروه چه چیزهایی را درباره کودک نشان میدهد؟
عملکرد خوب در گروه ممکن است نشان دهد کودک:
- با گفتوگو بهتر یاد میگیرد؛
- از بازخورد فوری استفاده میکند؛
- در هدایت و هماهنگی توانمند است؛
- انگیزه اجتماعی بالایی دارد؛
- در فعالیتهای عملی بهتر از تکالیف نوشتاری ظاهر میشود؛
- برای شروع کار به ساختار بیرونی نیاز دارد؛
- یا در محیط امنتر، ایدههایش را راحتتر بیان میکند.
این نشانهها تشخیص پزشکی یا روانشناختی نیستند. آنها سرنخهایی هستند که به والد و معلم کمک میکنند شرایط مناسبتری برای یادگیری ایجاد کنند.
آیا ممکن است گروه، ضعف فردی کودک را پنهان کند؟
بله. گاهی کودک در گروه موفق به نظر میرسد، زیرا اعضای دیگر بخش دشوار کار را انجام میدهند. ممکن است او در ارائه پایانی فعال باشد، اما مفهوم اصلی را هنوز بهتنهایی درک نکرده باشد.
به همین دلیل، آموزش مؤثر نباید فقط به محصول مشترک گروه نمره بدهد.
معلم میتواند از روشهای زیر استفاده کند:
- تعیین نقش مشخص برای هر عضو؛
- جابهجایی نقشها در پروژههای مختلف؛
- پرسیدن سؤال فردی بعد از فعالیت؛
- درخواست یک گزارش کوتاه از هر دانشآموز؛
- مشاهده فرایند کار، نه فقط محصول نهایی؛
- و اجرای تمرین فردی کوتاه پس از پروژه.
هدف، پیداکردن مقصر نیست؛ هدف این است که مشخص شود هر دانشآموز چه چیزی یاد گرفته و در کدام بخش به حمایت بیشتری نیاز دارد.
تفاوت کار گروهی ساختاریافته با کنار هم نشستن کودکان
چگونه تواناییهای گروهی کودک را به تکلیف فردی منتقل کنیم؟
هدف این نیست که کودکی را که در گروه بهتر است، ناگهان بدون حمایت مقابل یک تکلیف بزرگ قرار دهیم. میتوان ساختارهای مفید گروه را بهتدریج وارد فعالیت فردی کرد.
۱. تکلیف را به نقشها و مراحل کوچک تقسیم کنید
بهجای گفتن «پروژهات را انجام بده»، مراحل را روشن کنید:
- سؤال را بخوان؛
- وسایل را آماده کن؛
- سه ایده بنویس؛
- یکی را انتخاب کن؛
- بخش اول را انجام بده؛
- نتیجه را بررسی کن.
این کار همان ساختاری را ایجاد میکند که کودک در گروه از تقسیم وظایف دریافت میکرد.
۲. اجازه دهید قبل از نوشتن، حرف بزند
اگر کودک در گفتوگو بهتر فکر میکند، از او بخواهید ابتدا پاسخ یا ایدهاش را شفاهی توضیح دهد. بعد نکات اصلی را روی کاغذ بنویسد.
صحبتکردن میتواند پلی میان فکر اولیه و تکلیف نوشتاری باشد.
۳. از چکلیست استفاده کنید
گروه معمولاً یادآوری بیرونی فراهم میکند. چکلیست میتواند بخشی از همین نقش را هنگام تکلیف فردی بر عهده بگیرد.
۴. زمان کار را کوتاه و مشخص کنید
بهجای یک جلسه طولانی، فعالیت را به دورههای کوتاه تقسیم کنید. پس از هر مرحله، کودک چند دقیقه استراحت یا نتیجه کارش را بررسی کند.
۵. بازخورد را به پایان کار موکول نکنید
برای پروژههای طولانی، در چند نقطه مشخص بازخورد کوتاه ارائه کنید. هدف، تصحیح تمام جزئیات نیست؛ فقط بررسی این است که کودک در مسیر مناسبی قرار دارد.
۶. از مدل «با هم، کنار هم، مستقل» استفاده کنید
- بار اول فعالیت را با کودک انجام دهید؛
- بار دوم او کار کند و شما فقط نزدیکش باشید؛
- بار سوم بخش بیشتری را مستقل انجام دهد؛
- و در نهایت کل فعالیت را خودش مدیریت کند.
۷. از علاقه اجتماعی کودک استفاده کنید
کودک میتواند بداند نتیجه کار فردیاش بعداً در گروه ارائه یا برای ساخت یک پروژه مشترک استفاده خواهد شد. این هدف اجتماعی ممکن است انگیزه او را افزایش دهد.
چه زمانی باید عملکرد فردی کودک را دقیقتر بررسی کنیم؟
تفاوت میان کار گروهی و فردی بهتنهایی نگرانکننده نیست. بسیاری از کودکان بسته به نوع فعالیت، محیط و میزان حمایت عملکرد متفاوتی دارند.
اما بهتر است با معلم یا مشاور گفتوگو شود اگر کودک:
- تقریباً هیچ تکلیف فردی را بدون حضور بزرگسال شروع نمیکند؛
- در چند درس و چند محیط با مشکل جدی روبهروست؛
- مراحل ساده را دائماً فراموش میکند؛
- اضطراب شدید یا ترس از اشتباه دارد؛
- هنگام فعالیت فردی بسیار زود آشفته میشود؛
- تواناییهایش افت ناگهانی داشتهاند؛
- یا اختلاف عملکرد فردی و گروهی مانع پیشرفت تحصیلی او شده است.
این نشانهها علت واحدی ندارند و نباید براساس یک رفتار، برچسبی به کودک زده شود. گفتوگوی والد، معلم و مشاور میتواند تصویر دقیقتری از شرایط او ایجاد کند.
کار گروهی چه زمانی به کودک آسیب میزند؟
کار گروهی همیشه مثبت نیست. همکاری نامناسب ممکن است کودک را خسته، نادیدهگرفتهشده یا وابسته کند.
مشکلات رایج عبارتاند از:
- تسلط یک کودک بر تمام تصمیمها؛
- کنارگذاشتن دانشآموز خجالتی یا کندتر؛
- تمسخر ایدههای متفاوت؛
- تقسیم ناعادلانه مسئولیت؛
- انتخاب همیشگی دوستان نزدیک؛
- وابستگی کودک به اعضای توانمندتر؛
- و ارزیابی یکسان همه اعضا بدون توجه به سهم واقعی.
OECD نیز یادآوری میکند که همکاری میتواند با ارتباط ضعیف، تنش میان اعضا یا تقسیم نامناسب وظایف روبهرو شود. توانایی کارکردن با دیگران مهارتی است که باید با تمرین و هدایت رشد کند و برای همه بهطور طبیعی آسان نیست.
نقش معلم در ساختن گروههای مؤثر
معلم فقط تشکیلدهنده گروه نیست؛ او طراح فرایند همکاری است.
برای ساختن گروه مؤثر، معلم باید:
- هدف فعالیت را روشن کند؛
- گروهها را بیش از اندازه بزرگ نگیرد؛
- برای اعضا نقشهای مشخص ایجاد کند؛
- نقشها را در پروژههای مختلف جابهجا کند؛
- قوانین گوشدادن و گفتوگو را آموزش دهد؛
- فقط به نتیجه نهایی توجه نکند؛
- عملکرد گروهی و یادگیری فردی را جداگانه بررسی کند؛
- و اجازه ندهد یک دانشآموز تمام بار گروه را به دوش بکشد.
گروههای کوچک معمولاً فرصت بیشتری برای مشارکت تمام اعضا فراهم میکنند. بااینحال، تعداد مناسب به سن کودکان، نوع فعالیت و هدف پروژه بستگی دارد.
کلاس های ریتم و گیم، فرصتی برای کار گروهی در کودک
کار گروهی در دبستان روشنگران
در دبستان روشنگران، کار گروهی فقط یک فعالیت جانبی یا مناسبتی نیست. یادگیری پروژهمحور، بازیهای گروهی، فعالیتهای علمی، طراحی و ساخت و استفاده از فضاهای اشتراکی، فرصتهایی برای تمرین همکاری ایجاد میکنند.
هدف این نیست که کودکان همیشه به یک شکل یا در یک نقش ثابت فعالیت کنند. دانشآموز باید در موقعیتهای مختلف تجربه کند:
- گاهی ایدهپرداز باشد؛
- گاهی مسئول اجرا؛
- گاهی به دیگران گوش دهد؛
- گاهی نتیجه را ارائه کند؛
- و گاهی مسئولیت فردی خود را درون یک هدف مشترک انجام دهد.
باغ مدرسه و فضاهای متنوع روشنگران نیز امکان اجرای فعالیتهایی را فراهم میکنند که همیشه به نشستن پشت نیمکت محدود نیستند. برای آشنایی بیشتر میتوانید مقاله مزیت باغ مدرسه روشنگران را مطالعه کنید.
توسعه چنین رویکردی نیازمند برنامهریزی بلندمدت و هماهنگی میان مدیریت و کادر آموزشی است. برای آشنایی با سابقه و نگاه مؤسس مجموعه، صفحه مدیریت روشنگران؛ خانم زهرا بیگدلی آذری را ببینید.
والدین چگونه از کودک گروهمحور حمایت کنند؟
والدین نباید عملکرد خوب کودک در گروه را بیارزش کنند یا آن را به «کمک دیگران» نسبت دهند. درعینحال، لازم است استقلال او را نیز بهتدریج تقویت کنند.
رفتارهای مناسب عبارتاند از:
- درباره نقش کودک در گروه سؤال کنید؛
- فقط نتیجه نهایی را تحسین نکنید؛
- از او بخواهید توضیح دهد چه چیزی از دیگران آموخته است؛
- مسئولیتهای کوچک فردی در خانه ایجاد کنید؛
- تکلیف را بهجای کودک انجام ندهید؛
- اجازه دهید ابتدا ایدهاش را شفاهی بیان کند؛
- و پیشرفت او را با گذشته خودش مقایسه کنید.
میتوانید بپرسید:
- در گروه چه مسئولیتی داشتی؟
- کدام ایده تو به کار کمک کرد؟
- کجا با هم اختلاف داشتید؟
- چگونه به تصمیم مشترک رسیدید؟
- اگر قرار بود همین کار را تنها انجام دهی، از کجا شروع میکردی؟
پرسش آخر به انتقال تجربه گروهی به برنامهریزی فردی کمک میکند.
جمعبندی؛ گروه گاهی آینه دقیقتری از توانایی کودک است
درخشش کودکان در کار گروهی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد: بعضی کودکان با گفتوگو بهتر فکر میکنند، برخی از انرژی و ریتم گروه انگیزه میگیرند و گروه به بعضی دانشآموزان اجازه میدهد نقش هماهنگتری با توانایی خود پیدا کنند.
این تفاوت به معنای تنبلی یا ناتوانی کودک در تکلیف فردی نیست. فعالیت گروهی و فردی مهارتهای متفاوتی را درگیر میکنند.
بااینحال، نباید اجازه داد گروه همیشه جای استقلال کودک را بگیرد. مدرسه و خانواده میتوانند ساختارهای مفید کار گروهی، مانند تقسیم وظایف، بازخورد مرحلهای و هدف روشن را به تکلیف فردی منتقل کنند.
در دبستان روشنگران، فعالیتهای فردی و گروهی در کنار هم قرار میگیرند تا هم استقلال دانشآموز تقویت شود و هم توانایی همکاری، گفتوگو و حل مسئله مشترک رشد کند.
کودکی که در گروه میدرخشد، احتمالاً چیز مهمی درباره شیوه یادگیری و نقاط قوت خود به ما نشان میدهد. وظیفه ما خاموشکردن این درخشش نیست؛ باید از نور آن برای روشنکردن مسیر رشد فردی کودک نیز استفاده کنیم.